آخه لامصب تا کی من برسم به مقصد تو هنوز تو رختخواب باشی؟!
اوایل قصد داشتم هرطور شده یک روزی دو ساعت سر قرار بکارمش بعد دیدم نمیشه با خودم شرط کردم حتما بعد از او برسم حتی شده دو دقیقه بعد، این شرط را هم که به خودم باختم همه هم و غمم را گذاشتم تا بلکه با تهدید و ارعاب بتونم کاری کنم یک ربع بیست دقیقه دیر برسه. الان بعد از تمام این ناکامی ها با خواهش و التماس و دعا به درگاه الهی فقط امید دارم روزی برسه که زیر ۴۰ دقیقه معطلش بشم. دیگه برام مهم نیست که هی کاشته میشم جوونه میزنم و بار میدم فقط چشم دوختم به رحمش بلکه روزی بیاد نذاره به خواب پاییزی برم.
+ نوشته شده در شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ ساعت 19:35 توسط فرانی
|