جداً متاسفم.

1- در مملکتی که چپ میری راست میایی برات از فرهنگ و فرهنگ سازی صحبت میشه و ادعا و پز فرهنگ فاخر ملتش گوش فلک را کر کرده. بیش از 30 سال است که مسئولانش با توپ و تانک سعی در پاسداری از فرهنگ و مقابله با تهاجم فرهنگی دارند بهترین فیلم 30 سال سینما از دید مردمش میشه اخراجی ها*. جداً که جای تبریک داره این موفقیت.

2- انتخاب جامعه ایرانی همیشه لمپن ترینهاست می خواهد انتخاب بهترین فیلم باشه و یا انتخاب رییس دولت**. ما همینیم که هستیم کاریش هم نمیشه کرد.


* طبق نظر سنجی برنامه پارک ملت طی 3 شب گذشته.

** منظورم انتخابات 84 است نه 88.


بعد نوشت:

خیلی مشتاقم بدونم چرا مخالفان معمولاً بدون رد و اثر و آدرس نطر میذارن و حتی جرات ندارند وقتی به طرز فکر یک نفر حمله می کنند جواب اون آدم را بشوندن و کامنتش را تایید کنند. منطورم دقیقا به شماست سر کار خانم "مجاهد سیصد و سیزده".


فرهنگ زیر تیغ جراحی

اول یک سر به لینک زیر بزنید تا بعداً براتون بگم.

http://alimoradi65.blogfa.com/post-155.aspx


این هم از لیلی و مجنون

این هم از لیلی و مجنون

خب می دونید به نظر من کارشون درسته، چه معنی میده ارتباط بین زن و مرد نامحرم؟! شما تا حالا صیغه نامه ای، عقد نامه ای، سندی، مدرکی دیدید دال بر محرمیت این دونفر؟ معنی به خلوت رفتن چیه وقتی هیچ اشاره ای به در باز نمیشه؟ تازه به نظر من سهل انگاری هم اتفاق افتاده، نه در این مورد که در مورد بقیه آثار کلاسیک ادبیات ایران. واقعاً شما فکر می کنید که شیرین به عنوان یک عنصر معلوم الحال آیا شایستگی نقش اول شدن در دو منظومه بزرگ را دارد؟ تا حالا توجه کردید که این خانم کفتر دوبرجه است؟ واقعاً معنی این گاهی بدنبال خسرو دویدن و دل از فرهاد ربودن چیه غیر از بی بندوباری؟ حالا کاری به این نداریم که مخ فرهاد را کوبوند به طاق و فرستادش پی بیستون تراشی و خود این عمل و بازی کردن با احساسات پاک یک جوان ممکنه چه آثار مخربی بر ذهن و فکر جوان خام ایرانی بگذارد. یا مثلاً همین دختره بی حیا منیژه که بیژن را دزدید و یواشکی برد به کاخ. رابطه ویس و رامین هم که کاملاً غیر افلاطونیه و اصلاً کلاً باید از صحنه ادبیات محو بشه و عمراً اگه کارش با سانسور راه بیوفته، از اینها بدتر رستم دستان، این یکی که اسبش را دزدیدن و دنبال اسب یک شب را در دربار توران گذراند و مردک بی تعهد رفت پی کارش تا 16- 17 سال بعد که نوشدارو لازم شد.

تکلیف خیام همیشه باده به دست و مولانا که کلاً نوع روابطش با شمس جای هزار شک و شبهه داره هم که روشنه و اظهر من الشمس. حافظ هم که یا به دنبال می و خراباته، یا پی چشم چرونی و خال لب و تیر مژگان و ساقی سیمین ساق.

از بحث ادبیات هم که فاصله بگیریم و بریم تو مبحث علم زکریای رازی در صدر جدول ایستاده با یک دنیا مست و لایعقل که تنها و تنها نتیجه عمل ماتأخر این مثلاً دانشمندند.

خلاصه از هر طرف حساب می کنم فرهنگ ایرانی منحط و مبتذل است و شرق و غرب باید حسابی مراقب باشند که اگر روزی تصمیم بگیریم با این فرهنگ بهشون تهاجمی بکنیم کلاً نابودشون میکنیم.

حالا که دقیق شدم و چشمهام آزموده شده در امر یافتن نکات غیر اخلاقی، و درست که نگاه می کنم می بینم قرآن هم جای سانسور داره، یک گوشه اش زلیخا دنبال یوسف میدوه، یک گوشه اش که کلاً قوم لوط زنونه مردونه اش کردن رفته پی کارش، یک طرف دیگه اش هم که شرح و تفصیل حور و غلمان بهشت است و پر ازتصاویر اروتیک.

آقا باید چید و ریخت دور این نشانه های فرهنگ ایرانی را و جلوی نشر بیشتر بی بندوباری را گرفت.